یـک روز علامه جعـفری سوار تاکسی شــده بودند ،

در مسیر راه نفس عمیقی میکشه و از تــه دل میگه : ای خدای مــن !

راننده تاکسی با اعتــراض میگه یه جوری میگی 

ای خدای مــن کـه انگار فقط خدای شماست !!!

ایشان در جواب فورا دو بیـت از سعدی می خوانـد :

چنان لطف او شامل هر تـن است

که هر بنده گوید خدای مـن است

چنان کار هرکس به هـم ساخته

کــــه گویا بــه غیری نپرداخته...