یا علی !
ز لیلایی شنیدم یا علی گفت / به مجنـونی رسیـدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است / که هـر دیـوانه دیـدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز میکرد / به گـوش غنچه آندم یا علی گفت
خمیر خاک آدم چون سرشـته / چو بـرمیخواست آدم یا علی گفت
مسیحا هـم دم از اعجـاز میزد / ز بس بیچـاره مریــم یا علی گفت
مگر خیبر زجایش کنـده میشد / یقیـن آنجا علی هم یا علی گفت
علـی را ضربتی کاری نمیــشد / گــمــانـم ابن ملجم یا علی گفت
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۵/۲۳ ساعت توسط اخوی
|
ارایه مطالب دینی ، اخلاقی ، اجتماعی و خانوادگی با استفاده از منابع اسلامی